صفحه اصلی درباره ما تماس با ما
نمایش مقاله


انگشت نگاری اعضای هیات مدیره
منبع مقاله: روزنامه دنیای اقتصاد شماره 2680
1391/04/13

انگشت نگاری اعضای هیات مدیره بازرسان شرکت­ها و نوشتن اقرارنامه

دکتر جواد بستانیان 

 

در سال گذشته رییس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور بخشنامه­ای صادر کرد که طبق آن کسانی که به عنوان عضو هیات مدیره و بازرس شرکت انتخاب می­شوند، باید بجز مدارک شناسایی، گواهی عدم سوء پیشینه و اقرارنامه محضری در خصوص شامل نبودن ممنوعیت­های تصدی سمت­های یادشده مندرج در قانون تجارت و اصل 141 قانون اساسی به مرجع ثبت شرکت­ها ارائه کنند. در نتیجه­ی این بخشنامه، به تعداد اعضای هیات مدیره که هر دو سال یکبار انتخاب         می­شوند و بازرسان اصلی و علی­البدل که هر سال انتخاب می­شوند، مراجعه به بانک برای پرداخت هزینه، مراجعه به واحدهای صدور گواهی عدم سوء پیشینه برای انجام مراحل انگشت نگاری و انتظار برای دریافت گواهی و نیز مراجعه به دفاتر اسناد رسمی برای تنظیم اقرارنامه، ثبت در دفاتر و امضای سند و دفتر،  به انبوه کارهای هزینه زای بیهوده اضافه شد.

پس ازگذشت مدتی، به دلیل بازتاب مزاحمت­هایی که برای اعضای هیات مدیره و بازرسان شرکت­ها ایجاد شد یا به هر دلیل دیگر، آن بخشنامه اصلاح و محدود به شرکت­های تازه تاسیس شد ولی مقرر شد که اقرار به عدم شمول ممنوعیت انتخاب اعضای هیات مدیره و بازرسان سال­های پس از تاسیس، در صورتجلسه یا برگه اعلام قبولی نوشته و امضا شود.

اگرچه بخشی از اشکال­ها که بر اثر بخشنامه پیشین ایجاد شده بود، از بین رفته است، ولی برخی از نکاتی که باید باز هم مورد توجه قرار گیرد د زیر بر شمرده می­شود :

1-  شرکت­ها و موسسه­ها واحدهایی هستند که موجب ایجاد کار، فعالیت اقتصادی و افزایش ثروت در کشور می­شوند. به همین دلیل آسانی تاسیس و راه اندازی شرکت­ها یکی از شاخص­های پایه رفاه به شمار می­رود و شاخص­های    بین­المللی آسانی تاسیس و راه­اندازی شرکت­ها توسط سازمان­های جهانی تهیه و به عنوان بخشی از شاخص­های فضای کسب و کار در سطح دنیا منتشر می­شوند تا مشوقی برای آسان کردن فرایند تشکیل شرکت و در نتیجه    فعالیت­های اقتصادی باشند. به همین دلیل نباید فرایند تشکیل شرکت و راه­اندازی واحدهای اقتصادی آن­چنان باشد که آنان که امکان راه­اندازی فعالیت­های اقتصادی را دارند، کمتر رغبت به جنین کاری داشته باشند. لازم به توضیح است که طبق گزارش سال 2010 بانک جهانی، رتبه ایران از نظر آسانی کسب و کار در جهان 137 بوده است.

 2-  دیدگاهی در کشور رایج شده که به حل و فصل شکلی مسایل روی آورده و در نتیجه این­گونه گمان می­شود که نوشتن اقرارنامه به شکل محضری یا در متن صورتجلسه مجمع عمومی شرکت­ها موجب رعایت قانون و مقررات       می­شود، در حالی که این رویه برای کسانی که صادقانه و شرافتمندانه زندگی می­کنند موجب گرفتاری و سختی­های مختلف از جمله تحمل هزینه­های آن که در بالا به برخی از آن­ها اشاره شد، می­شود و برای آنان که   قانون­شکن هستند هیچ منعی ایجاد نمی­کند. اگر چنین دیدگاهی گسترش یابد، اصل برائت که باید درمورد همه رعایت شود، نقض می­شود و به این ترتیب به جای آن که کسانی که به قانون احترام نمی­گذارند تنبیه شوند، آنان موجب ناراحتی و فشار روانی و هزینه مادی و معنوی زیاد برای درستکاران می­شوند. یعنی ابعاد  مختلف زندگی در کشور، به دلیل رفتار نادرست برخی از مردم، برای همه و به خصوص بیشتر برای درستکاران هر روز سخت­تر می­شود.

3-  بر اساس مقررات موجود، اکثر شرکت­های مهم، مکلف به انتخاب بازرس قانونی از میان موسسه­های حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران و حسابداران رسمی شاغل انفرادی هستند. مقررات آیین رفتار حرفه­ای از جمله استقلال ناظر بر پذیرش مسوولیت بازرس قانونی به وسیله اعضای جامعه حسابداران رسمی ایران است و مسوولیت نظارت بر رفتار حسابداران رسمی در چارچوب قوانین و مقررات به عهده جامعه حسابداران رسمی است و بنابراین در اکثر موارد، مقررات مورد نظر توسط بازرسان قانونی شرکت­ها رعایت می­شود و در نتیجه نیازی به اقرارنامه و ارائه گواهی عدم سوء پیشینه برای آنان نیست، زیرا آنان در واقع، نه به صورت شکلی، از پذیرش سمت در جاهایی که منع قانونی وجود دارد، خودداری می­کنند.

 4-  در شرکت­هایی که موسسه حسابرسی به عنوان بازرس انتخاب می­شود، چون ارائه گواهی عدم سوء پیشینه و اقرار بر عدم شمول ممنوعیت­های قانونی دایر بر پذیرش سمت، معنایی نمی­یابد، بازهم برای آن که این کار به هر حال انجام شود، مکلف کرده­اند که موسسه فردی را به عنوان نماینده تعیین و معرفی کند و سپس آن فرد گواهی عدم سوء پیشینه ارائه و اقرارنامه تنظیم و امضا کند.

 5-  من در دوران جوانی قصه­هایی را از چگونگی زندگی و وضعیت کار و اداره­های دولتی در کشور ترکیه  به قلم عزیز نسین می­خواندم و گاه از شدت خنده اشک­هایم چون سیل سرازیر می­شد، اما نمی­دانم چرا اینک که همان داستان­ها را یکی پس از دیگری، آن هم با شدت بیشتر، به صورت واقعی و در حال پیاده شدن در محیط زندگی خودمان می­بینم، نه تنها از خنده اشک نمی­ریزم، که این­بار اشکم از سوز دل می­ریزد و دستگاه عصبیم را از کار می­اندازد.